اعداد در اساطیر وادیان
«اعداد» یکی از جلوههای«نماد» است که از هزاران سال پیش تاکنون پیچیدگی های معنایی ویژه ای به خودگرفته است.
ایرانی ها، سومری ها، مصری ها، ژاپنی ها، چینی ها، هندی ها،یونانی ها، مسیحی ها، بودایی ها، مسلمانان، عبرانی ها و بسیاری دیگر از اقوام وادیان کهن، با «اعداد» برخوردی نمادین داشته اند. نماد، در معنایی ساده، جانشینرمزآلود یک مفهوم و تصویر است که به صورت ناخودآگاه درک می شود، ژان شوالیه، اسطورهشناس، در مقدمه کتاب «فرهنگ نمادها» که به طور مبسوط به مفهوم نماد پرداخته و آوردهاست: نماد بسی بیش از یک علامت ساده است؛ نماد در ورای معنی جای دارد و تفسیری مختصبه خود دارد که لازمه این تفسیر دارا بودن نوعی قریحه است. نماد سرشار است ازتاثیرگذاری و پویایی.
اعداد در میان اقوام گوناگون، مفاهیم نمادین گوناگونیبه خود گرفته است اما جملگی در بر دارنده مفاهیمی ماورایی، ذهنی، انتزاعی،اسرارآمیز هستند. اعداد صفر، یک، دو، سه، پنج، هفت، نه، دوازده، سیزده، چهل، هفتاد،صد و هزار همواره اعدادی بوده اند که نزد اقوام مختلف دارای درجات اعتبار و بارنمادین ویژه ای بوده اند.
در کتاب «قوم های کهن در قفقاز، ماورای قفقاز، بینالنهرین و هلال حاصل خیز» نوشته رقیه بهزادی درباره مفاهیم نمادین اعداد، آمده است: «در بسیاری از سنت ها، به ویژه در بابلی، هندی و فیثاغوری، عدد عبارت از یک اصلاساسی است که سراسر جهان عینی از آن ناشی می شود. منشا همه اشیا و هماهنگی نهفتهجهان است. همچنین اصل اساسی جهان با تناسب در هنرهای تندیس گری و حجمی و در آهنگ درموسیقی و شعر است. در فلسفه کیمیاگرانه، جهان اعداد، برابر با جهان خرد است ... . در میان چینی ها، اعداد فرد عبارت از «یانگ»، آسمانی، مذکر، نامتغیر و فرخنده واعداد زوج، به منزله «یین»، زمینی، مونث و متغیر هستند.
اسطوره شناسان وروان شناسان بسیاری، به طور مجزا به اعداد نمادین و مفاهیم آنها پرداخته اند اما درایران، این مطالعات به صورت پراکنده و اندک انجام شده است.
یکی از معدودآثاری که در فصلی مستقل به اعداد و مفاهیم نمادین در ایران و جهان پرداخته است،کتاب مذکور نوشته رقیه بهزادی است. در زیر به برخی از اعداد که کاربردی مهم درادیان، تمدن ها، اساطیر و فرهنگ کهن داشته اند و در کتاب «قوم های کهن ...» نوشتهرقیه بهزادی و«فرهنگ نمادها» با سرپرستی ژان شوالیه و آلن گربران به آنها اشاره شدهاست، می پردازیم:
صفر:
در آیین بودایی، هیچی و پوچی را می رساند. عبارت است از عدم، هیچ بودن و تجلی نیافتن و فاقد هر گونه کیفیت و کمیت. فیثاغوریان، عدد صفر را عبارت از شکل کامل، جوهر فرد، ابداع کننده و شامل همه چیزمی دانند. در اسلام، صفر ذات الهی است. در این دین، صفر، تخم کیهانی و دارای ماهیتدوگانه است و تمامیت را نشان می دهد. شکل آن به صورت دایره میان تهی، هم پوچی مرگ وهم تمامیت زندگی را، در درون دایره نشان می دهد.
یک:
در چین عدد یک،آسمانی و نرینه و یانگ و فرخنده است. در آیین عیسوی، علامت پدر، خدا و الوهیت است.در نزد عبرانیان، آدونای، سرور آسمانی، فرخنده و جوهر فردیت و هوش پنهانی است. دراسلام، خداوند به عنوان یکتای مطلق بی نیاز است. تائوئی ها معتقدند که تائو، یک راو یک، دو را و سه، همه چیز را به وجود آورد. فیثاغوریان، یک را روح خدا می دانند کههمه چیز از آن نشات می گیرد و جوهر فردیت است.
دو:
بوداییان، دو دوگانگی «سامارا» یعنی نرینه و مادینه، نظریه و عمل، حکمت و روش، همچنین کور و لنگ با هماست که یکی راه را ببیند و با هم بدان راه بروند. دو، نزد چینی ها، عدد مونث و نمادیین، زمینی و غیر فرخنده است. در تعابیر اسرارآمیز عبرانی (کابالیسم) دو، به معناینیروی حیات، حکمت و خودآگاهی است. نزد هندوان، مشتمل بر دوگانگی شاکتا شاکتی است. در اسلام عدد دو، مشتمل بر روان است، افلاطون می گوید که عدد دو، رقمی بدون معناستزیرا در بر دارنده ارتباطی است که عامل سوم را معرفی می کند. در کتاب «فرهنگنمادها» آمده است:«در یونان باستان دو به مادر تخصیص داشت. نشانه اصل زنانه بود. درمیان تمام موضاعات و اشیاء به شدت دو وجهی، دو می تواند جرثومه پیشرفتی خلاق وهمچنین پسرفتی نکبت بار باشد.
سه:
عدد سه، نخستین عددی است که کلمه «همه» به آن اطلاق می شود. به قول ارسطو، عدد سه، شامل آغاز، میان و پایان است. نیروی عدد سه، همگانی است و ماهیت سه گانه جهان به عنوان آسمان با زمین و آب ها؛تولد، حیات مرگ؛ آغاز، میان و پایان؛ گذشته، حال و آینده را نشان می دهد. عدد سه،از نظر نمادگرایی تائویی، عددی نیرومند است. زیرا دارای یک منطقه مرکزی تعادل است. عدد 3 الوهیت سه گانه تثلیث، یعنی پدر و مادر و فرزند را معرفی می کند. در کتاب «فرهنگ نمادها» زیر مدخل «سه» آمده است:«در سنت های ایرانی، عدد سه اغلب دارایشخصیت های جادویی- مذهبی است. این عدد را در سه جمله رمز دین باستان ایران میبینیم: پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک. این سه به معنای سه منجی هستند. پندارزشت، گفتار زشت و کردار زشت مختصات اهریمن یا مظهر بدی ها هستند... بادیه نشینانعرب وقتی برای اخذ تصمیمی تردید داشتند، سه سهم یا تیر انتخاب می کردند و روی یکیمی نوشتند امر خدا، روی دیگری می نوشتند منع خدا و روی سومی شرحی نمی نوشتند. سپستیرها می کردند و طبق دستور آن عمل می کردند. اگر بر تیر انتخابی شرحی نوشته نشدهبود، دوباره قرعه کشی می کردند.
در ادبیات عامیانه، سه آرزو، سه کوشش،سه شاهزاده، سه جادوگر، خواهران سه گانه شگفت انگیز پریان بسیار دیده می شود. اعرابپیش از اسلام، «منات» یک الهه سه گانه است که سه باکره مقدس یعنی «لات»، «عزی» و «منات» را به صورت سنگ ها یا ستون های یادمانی بدون شکل یا ستون هایی که کبوترانیبر فراز آنها بودند، نشان می دادند. چینی ها، سه را عدد مقدس، فرخنده، نخستین عددفرد و عدد یانگ می دانند. نمادهای عدد سه نزد مسیحیان عبارت اند از تثلیث، روان،وحدت جسم و روح در انسان و نیز صفات یا تقواهای مسیحی سه تا هستند: یعنی ایمان،امید و عشق.
__________________
بسم الله الرحمن الرحیم
در شیطان پرستی اعدادی مورد تقدیس قرار گرفته اند. و این اعداد عموماً برگرفته از فراماسونری می باشند. این اعداد شامل(3، 7، 9، 11، 13، 33، 69، 666، 2012 و...)است.
به عنوان مثال در مورد عدد 7 باید گفت: این عدد نماد فراماسونری می باشد. که البته در شیطان پرستی بسیار نیز کاربرد دارد. و حرفGکه هفتمین حرف از حروف الفبای انگلیسی است، عدد مقدس فراماسونری نیز می باشد.
عدد 666نیز به همین صورت گاهی با سهFنمایش داده می شود. و حرف F ششمین حرف از حروف الفبای انگلیسی است. البته در مورد رموز مربوط به اعداد، مباحث مفصلی مطرح است که ما در این توضیح مختصر، فقط به سه مورد آخر که مخصوص شیطان پرستی است بسنده می کنیم. زیرا سایر اعداد کاربرد مشترک بین شیطان پرستی و فراماسونری دارند.
ابتدا در مورد عدد 69باید گفت که این عدد یکی از نمادهای مبتذل در شیطان پرستی بوده و بیانگر نوعی عمل جنسی می باشد. نا گفته نماند که نماد یین یانگ که در چین باستان و برخی هنرهای رزمی نیز کاربرد دارد، به همین منظور و به عنوان تداعی کننده عدد 69 واردشیطانپرستی شده است.
عدد 666نیز طبق اشاره کتاب انجیل باب مکاشفه یوحنا عدد رمز و حروف ابجد شیطان به زبان لاتین است. لذا احترام ویژه به این عدد در شیطان پرستی به نوعی ذاتی آن است. زیرا بیانگر و تداعی کننده خود شیطان می باشد.
عدد 2012نیز از اعداد مقدس شیطان پرستان به حساب می آید. چرا که طبق آموزه های شیطان پرستی سال 2012 سالآغازحکومتشیطانبررویزمیناست.و آنها معتقد هستند، عیسی مسیح و خداوند در این سال کشته شده و شیطان اختیار عالم را در دست خواهد گرفت. نباید این اصل را نادیده گرفت که اعتقاد به اعداد، جدای از فلسفه ذاتی آن که نوعی خرافه گرایی می باشد، در شیطان پرستی یکی از اصول آن بوده و به آن توجه ویژه می گردد.
|
کاربرد و اهمیت عدد چهار در قرآن و احکام اسلامی مورد بررسی قرار میگیرد |
||
|
گروه اندیشه و علم: سوره کوثر به عنوان کوچکترین سوره قرآن 4 آیه دارد ضمن اینکه در قرآن 4 سجده واجب وجود دارد و باید یاد آور شد که نام محمد به عنوان آخرین فرستاده و پیامبر خدا نیز فقط 4 بار در قرآن آمده است.
موسسه ثقلین در بررسیهای خود اهمیت عدد چهار در دین اسلام و کاربردهای آن در موارد مختلف را مورد بررسی قرار داده است که به عنوان نخستین مورد میتوان به روز بعثت اشاره کرد که برای نخستین بار در غار حراء 4 آیه سوره علق از کتاب آسمانی قرآن که با کلمه اقراء به معنی بخوان شروع میشود، توسط جبرئیل بر رسول اکرم(ص) نازل شد. همچنین سوره کوثر به عنوان کوچکترین سوره قرآن 4 آیه دارد ضمن اینکه در قرآن 4 سجده واجب وجود دارد و باید یادآور شد که نام محمد به عنوان آخرین فرستاده و پیامبر خدا نیز فقط 4 بار در قرآن آمده است و تنها پیامبری که به این تعداد در قرآن از او نام برده شده است، حضرت ایوب است که نام وی هم 4 بار در متن قرآن اسم برده شده است. همچنین 4 سوره در قرآن مجید وجود دارد که با کلمه قل به معنی بگو شروع شده است. در ابتدای ذکر قدسی اذان به عنوان مقدمه فریضه نماز 4 اللهاکبر گفته میشود و سه نماز واجب هر مسلمان در طول شبانهروز 4 رکعتی است، در میان اسامی مقدس چهارده معصوم علیهمالسلام نیز نام محمد 4 بار تکرار شده است و نام علی هم در میان ائمه معصومین 4 بار تکرار شده است. |
چهار:
چهار موجود مقدس
مقدمه:
چهار (موجود) مقدس از قدیمیترین باورهای مذهبی به شمار میروند، در واقع اینها همان نیروهای نخستین بزرگی هستند که از قادر مطلق ناشی میشوند.
آنان در ابتدا در سرتاسر عالم نظم را از بینظمی پدید آوردند و فرمان گرفتند تا عالم و حیات در آن را بیافرینند. وقتی که آفرینش به اتمام رسید آنها عهدهدار عالم مادی شدند و امروزه عالم و کل حیات مادی توسط این نیروها کنترل میشود.
مردم باستان برای این نیروها احترام ویژهای قائل بودند و از همان ابتدا نمادهای مختلفی را برای چهار مقدس به وجود آوردند.
همچنین مردمان فرهنگهای گوناگون نامهای فراوانی به آنها نسبت دادند: چهار یگانهی بزرگ، چهار یگانهی توانمند، چهار فرمانروای بزرگ، چهار مهاراجه بزرگ، چهار سازندهی بزرگ، چهار معمار بزرگ، چهار هندسهدان بزرگ، چهار حامی بزرگ. و امروزه نیز آنها را به نام مجریان فرامین آفریدگار، چهار فرشته نگهبان یا چهار فرشته مقرب میخوانیم.
عقیده بر این است که این حامیان، در چهار گوشه زمین به منظور آموزش چهار جهات اصلی به بشر باستان قرار گرفتند.
چهار فرشته نگهبان در فرهنگهای مختلف:
از حدود ده هزار سال پیش تاکنون و در تمام اقوام و ملل، نقش فرشتههای نگهبان کاملا مشهود است. با این که به نظر میرسد اکثریت مردمان باستان تصور متغیری نسبت به آنها و چگونگی توصیفشان داشتهاند، لیکن شباهتهای غیر قابل انکاری نیز در میان آنان مشاهده میشود. آنها را میتوان با داستانها و روایات آفرینش تمدنها در ارتباط دانست.
۱- مایا:
یکی از قدیمیترین اسناد یافته شده، متعلق به مایاهای یوکاتان و آمریکای مرکزی است، آنان از فرشتههای نگهبان به نام “حامیان نگهبان” یاد میکردند.
مایاها و برخی دیگر از مردم باستان، زمین را به صورت نمادین به عنوان مربع چهارگوش نشان میدادند. و گاهی اوقات برای مقاصد خاص، مربع را بر روی یکی از رئوس آن به شکل یک الماس قرار میدادند، با قرار دادن چهار نقطه در مسیر نجومی شمال، جنوب، شرق و غرب، چهار جهت اصلی نمایان میشد. آموزهها بیان میداشتند که در این چهار نقطه، چهار ستون، آسمان را نگه میدارند و در پای هر ستون یکی از فرشتههای نگهبان به منظور مراقبت از آن وجود دارد.
مایاها از رنگ برای مشخص کردن فرشتههای نگهبان استفاده میکردند.
۲- هندو:
هندوها هم چهار فرشته نگهبان دارند که مسئولیت چهار جهت اصلی را به عهده دارند. (هندوها از کلمه چهار جهت اصلی به صورت نمادین استفاده میکردند، آنها اشاره به مکان یا مکانهای خاصی نداشتند.)
این فرشتههای نگهبان بر اساس وقایع مرتبط با زندگی نامگذاری شده بودند:
خدای دارایی در شمال: ریورا Rivera
داور مردگان در جنوب: یاما (یمه)Yama
شاهنشاه آسمان در شرق: ایندرا Indra
خدای آبها در غرب: وروناVaruna
۳- چین:
چینیها به فرشتههای نگهبان، عنوان “یوها” (به معنای کوهها) میدهند. و این چهار کوه (تسه یو) را چها ربع زمین هم مینامند.
یوی شرق: تای ته سونگTai-Tsong
یوی غرب: ساینگ فوSaing-Fou
یوی جنوب: هاو کوانگHow-Kowang
یوی شمال: چین سیChin-Si
چینیها نماد این کوهها را با یک کوه مثلثی شکل که در رٲسآنیکچشمبانگاهیبهسویپاییناستنشانمیدهند. (شبیهبهآنچهکهدرنمادهایمصریهممیبینیمودراسکناسیکدلاری هم مشاهده میشود.)
۴- مصر:
طبق تعالیم مصری چهار فرشته نگهبان وجود دارند که در چهار جهت اصلی جای دارند و در آنجا مسئولیت هر ستون را در اختیار دارند.
در فصل ۱۲۵، کتاب مردگان، تصویر بزرگی از سرسرای بزرگ حقیقت اوزیریس وجود دارد. در کنار کرسی اوزیریس چهار فرشته نگهبان به تصویر کشیده شدهاند. آنها به صورت نمادین مردان مومیایی را نشان میدهند. یکی سر انسان دارد، دیگری سر میمون، سومی سر شاهین و چهارمی سر شغال (آنوبیس)
۵- کلدانیان:
کلدانیان معتقدند که فرشتگان نگهبان، محافظ انسان و مواظب آسایش او هستند.
در کنار صلیب شکسته و اغلب در ستونهای باستانی میبینیم که آسایش انسان دائما توسط چهار مقدس مواظبت میشود. آنها به مراقبت و مواظبت از آسایش جسمانی عالم، به خصوص انسان، میپردازند و نقش مجریان را در به اجرا درآوردن فرامین، خواستهها و تمایلات آفریدگار دارند.
کلدانیان وظیفه دقیق فرشتههای نگهبان را همین کار میپنداشتند.
این فرشتگان مقرب عبارتند از:
Kirub/ :Sed-Alap سد - آلاپ یا کیروب: به شکل گاو نر با چهره انسان
Lamas / Nigal : لاماس یا نیگال: به شکل شیر با سر انسان
Ustar: اوستار: شبیه انسان
:Nattig ناتیگ: عقاب با چهره انسان
قابل ذکر است که در دنیای باستان، هیتاییها، آشوریها و پارسیان فرشتههای نگهبان را در کیهان شناسیشان پیوند زده بودند.
۶- یهودیت:
در کتاب حزقیال، فصل اول، آیه ۱۰، اشاره کوچکی در این رابطه وجود دارد:
“هر یک از آنها چهار صورت داشت: در جلو، صورت انسان؛ در طرف راست، صورت شیر؛ در طرف چپ، صورت گاو؛ در پشت، صورت عقاب.” آنچه گفته شد رویای حزقیال بود.
این در زمانی نگاشته شده که حزقیال نبی، اسیر کلدانیان بود.
بگذارید این رویا را با اعتقاد نامهی کلدانیان که هزاران سال پیش ار رویای حزقیال پدید آمده را مقایسه کنیم:
۱- رویای حزقیال نبی: چهار موجود عجیب با سرهای انسان، گاو، شیر و عقاب.
۲- عقیدهی کلدانیان: چهار فرشته نگهبان؛ اولی سر انسان، دومی سر گاو نر، سومی سر یک شیر و چهارمی سر عقاب.
این فرشتههای نگهبان کلدانی در پایین پلکانهای منتهی به معابد و قصرها قرار داشتند. هر کس که از میان شهر میگذشت بیاختیار چشمش به تعداد کثیری از آنها میافتاد.
شاید که حزقیال تعداد کثیری از آنها را در طول اسارتش دیده باشد. یک مجموعه چهارتایی اکنون در موزه بریتانیا وجود دارد و از قصر شاهی واقع در نینوا آورده شده است. بنابراین ممکن است که رویای حزقیال شکل شاخ و برگ داده شدهی اعتقاد نامه کلدانیان باشد.
چهار فرشته (کروبیان) در یهودیت:Cherubim
واژه کروبی به معنی “کسی که نماز میخواند” یا کسی که “شفاعت میکند”، آمده است. کروبیان در متنهای باستانی و تورات ترکیبی از ۲ یا در بیشتر اوقات، از ۴آفریدههستندکهشاملانساننیزمیشوند.
چهار حیوان (انسان، گاو، شیر و عقاب) در تورات به عنوان نوعی فرشته (همان کروبیان) مطرحشدهاند. درواقعچهارکروبیبهصورتچهارموجودوگاهبهصورتتصویریرمزآلودباچهارسر (انسان، شیر، ورزا، شاهین/عقاب) ترسیم شدهاند، که نگهبان چهار گوشه عرش الهی و چهار گوشه بهشت هستند.
واژه عبری یهوه یا همان YHVHبه معنا و مفهوم خدا، چهار حرف دارد. در واژه YHVH هرکدامازحروفبهیکعنصرازعناصرچهارگانهوبهیکیازحیواناتمذکورمربوطمیشوند،Y به شیر، H به عقاب، V به انسان و H به گاو.
همچنین چهار پیامبر بزرگ و مولفان کتاب تورات عبارتند از: اشعیا، ارمیا، حزقیال و دانیال.
۷- چهار مبشر انجیل در مسیحیت: ApocalypticBeast
اگر به مسیحیت رجوع کنیم متوجه میشویم که نمادهای چهار مبشر انجیل، یعنی متی، مرقس، لوقا و یوحنا ازحزقیالنبیوبعدازاوازکتابمکاشفهیوحناگرفتهشدهاست.
در مسیحیت واژه چهار جزئیها (Tetramorphs) عبارت است از متی (Matthew) که به صورت انسان یا انسان بالدار تصویر میشود و مظهر و تجسد طبیعت بشری مسیح است. مرقس (Mark) به صورت شیر بالدار غران میان بیابان تصویر میشود، او راه را آماده میکند و مظهر مقام سلطنتی مسیح است. لوقا (Luke) به صورت ورزا یا گوساله بالدار تصویر شده و مظهر قربانی و کفاره و روحانیت مسیح است. یوحنا (John) در شکل شاهین، مظهر طبیعت الهی مسیح است.
چهار تصویر رویای حزقیال و یوحنا؛ انسان، گاو، شیر و عقاب در مکاشفات چهار زنده نیز نامیده شدهاند و نماد تمامیت حضور خداوندی هستند.
به روایت ارمیای قدیس، انسان نشانهی احیاء، گاو نشانهی اشتیاق (حیوان قربانی)، شیر نشانهی قیامت و عقاب نشانهی صعود است.
۸- چهار پادشاه آسمانی در دین بودا: Four celectialkings
چهار پادشاه آسمانی یا چهار نگهبان جهان (به سانسکریت لوکاپالا lokapala)، در معابد بودایی به صورتی یافت میشوند که هر کدام در برابر یکی از چهار جهت اصلی قرار دارند.
۹- چهار فرشته مقرب اسلام:
به گفته ملاصدرا، فرشتگان نماد نیروهای غیبی الهی هستند که فلاسفه آن را با جهان عقول و ارواح هم هویت کردهاند؛ آنان تجلیات اسماء کلی خدا هستند و نقش و وظیفهاشان اداره و تمشیت نظم وجودی جهان است.
در اسلام و بنا بر سنت، تعداد این فرشتگان چهار است: جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و عزرائیل. این چهار فرشته مقرب، چهار حامل عرش اعظم به شمار میروند.
به نظر شاه نعمتالله ولی، عارف قرن نهم هجری که مقبرهاش در ماهان کرمان قرار دارد، چهار حرف تشکیل دهنده اسم “الله” (ا.ل.ل.ه) نماینده و بازتابندهی چهار مرتبه است: قلب، عقل، روح و نفس.
و چهار فرشته تکیهگاه این چهار مرتبهاند: قلب ـ جبرئیل، عقل ـ میکائیل، روح ـ اسرافیل، نفس ـ عزرائیل.
این فرشتگان با عناصر چهارگانه هم تشبیه شدهاند: آب ـ جبرئیل، خاک ـ میکائیل، هوا ـ اسرافیل، آتش ـ عزرائیل.
ابوالهول:
واژه ابوالهول در زبان یونانی به معنای ” وصل کردن و پیوند دادن به یکدیگر” است. به نظر میرسد قدیمیترین ابوالهولها مصری، و تاریخ آنها به اواسط هزاره سوم پیش از میلاد برمیگردد. مصریهافرعونرابابدنآدمی،دارایریشوبههیاتشیریخمیدهنمایشمیدادند، که نماد فوق بشری او بود.
ابوالهولها برای نخستین بار در خاورمیانه، بر روی مهرهای استوانهای آشوری (سده سیزدهم ـ یازدهم پیش از میلاد) و با گسترش بیشتر، از سده نهم به عنوان تندیسهای محافظ معابد و قصرها دیده میشوند.
ابوالهولها گونههای مختلفی دارند که گاهی ترکیبی از دو وگاهیچهارحیوانهستند. درایننوشتار،گونهایازابوالهول موردنظرماستکهبهصورتترکیبیازچهارحیوانانسان،گاو،شیروعقابدیدهمیشوند. اینچهارموجودنمایانگرچهارعنصراصلیوترکیبنیروهایعقلانی،جسمانی،طبیعیوفوقطبیعیبایکدیگر هستند.
در اندیشه مردمان دوران باستان، انسان، گاو، شیر و عقابداراینیروهایسحرآمیزوهریک، فرمانروایقلمرویخودبودندو هنگامیکهبهشکلیکتصویر ترکیبیدرمیآمدند،بهنگهبانمقاومتناپذیرمعابدوقصرهاتبدیلمیشدند.
جالب این است که هر دوی موجودات ابوالهول و کروبیان که مطابق متن کتاب مقدس از آنها ذکر شده، جانورانی پیوندی هستند.
درتصاویریکهمربوطبهبهشت هستند واینجایگاهاولیهبشرراتداعیمیکنند،چهاردروازهدرچهارجهتاصلیدیدهمیشوند،موضوعجالبایناستکهازهریکازایندروازههایکیاز چهار حیوان مذکور ـ که بال هم دارند ـ محافظت میکنند.
نماد حیوانات درابوالهول:
شیر: نمادعظمت، قدرت، دلیری و شهامت، عدالت، قانون، قدرت نظامی، نماد جنگ و نشانه ایزدان جنگ، شاه درندگان است.
در کهنترین تصاویر، شیر مربوط به پرستش خورشید ـ خدا بود. شیر نگهبان نمادین پرستشگاهها و قصرها و آرامگاهها بود و تصور میشد درندهخوییاش موجب دور کردن تاثیرات زیان آور است.
شاهین (عقاب): نماد همه ایزدان آسمان، پیروزی، سلطنت، اقتدار، قدرت، رفعت، عنصر هوا
نماد شاهین، قوش و عقاب با خدایان خورشیدی همراه است. شاهین نماد جسارت، قدرت و دلیری بود.
گاونر: مظهر حاصل خیزی، قدرت حفاظتگر، سلطنت، شاه، نماد زمین، نماد قدرت و تولید مثل است. با خورشید ـ خدایان و آسمان در ارتباط است. در ادوار بسیار کهن، گاو نر معمولا نماد خدای قیم شهر به شمار میرفت.
گاو نر دارای سر آدمی و بال، نقش حفاظت و نگهبانی را به ویژه در تندیسهای نوـ آشوری داشت.
انسان /فرشته: فرشتگان، پیامآوران بالداری هستند که میان خدایان و بشر ارتباط برقرار میکنند.
ابوالهول در نمادهای ماسونی:
موجود خیالی با پنجههای شیر، بال عقاب، سر گاو و صورت انسان جزو سمبلهای ماسونی محسوب میشود. ظاهرا در این نماد، دانستن با هوش و ذکاوت انسان، خواستن چون شیر، با دل و جرات اقدام کردن همچون عقاب و خاموش بودن مانند گاو مد نظر است.
ابوالهول ایرانی:
منظور از ابوالهول ایرانی، آن مجسمهای است که در تخت جمشید دیده میشود و سر انسان، گوش گاو، بدن شیر و بال عقاب دارد و از گوی بالدار محافظت میکند.
نماد اعضای پیکر در ابوالهول ایرانی:
سر انسانی: وقتی ابوالهول سر انسانی دارد، نمایانگر روح مسلط بر غرایز حیوانی است. سر مظهر خرد و تفکر و کنترل و حکمرانی است. ریش، منبع نیرو و مردانگی مرد به شمار میرود.
بال عقاب: بال بر روی بدن انسان یا حیوان، علامت ایزدی و نماد قدرت و محافظت است. به نظر میرسد، تصاویر بالدار، از نشان دادن پرندگان مقدس (عقاب و شاهین و کرکس و …) درمصروخاورمیانهمشتقشدهباشد.
گوش گاو: در نمادهای مصری گوش راست مظهر “هوای زندگی” و گوش چپ “هوای مرگ” است. به نظر میرسد، گوشهای ایزدان و شاهان با حیوانات بارانساز در ارتباط است.
بدن شیر: احتمالا به قدرت جسمانی شیر اشاره دارد.
در رابطه با عدد ۴:
همانطور که متوجه شدید، عدد چهار در طرح مربوط به ابوالهول، چهار موجود مقدس و مفاهیم آنها بسیار تکرار میشود. اضافه کنید که در ۲۷ زبان باستانی و امروزی واژهای که به معنای خداوند است، متشکل از چهار حرف است.
چهار، نشاندهنده چهار جهت اصلی، چهارفصل سال، اضلاع مربع، بازوان صلیب، رودخانههای بهشت، چهار عنصر و…است. درقرون وسطی، چهار انتهای صلیب با چهار منطقه بهشت یکی دانسته میشد. یعنی شمال و جنوب و شرق و غرب را با برخی مراحل رستگاری در مسیحیت مرتبط میدانستند. در نپال مردم به چهار کتاب مقدس ایمان دارند. عدد چهار و مقام و اهمیت دینی و کیهانی آن بیش از همه در آمریکای شمالی مشهود است.
در کتاب مقدس، به ویژه در مکاشفات، عدد چهار، نشانه تمامیت است. باغهای ایرانی که نمادی از بهشت هستند معمولا به چهار بخش تقسیم میشوند. در فرهنگ بودایی، دامبا(Damba) یا “درخت حیات” چهار بخش دارد. در فرهنگ سرخپوستی، عدد چهار، چهار جهت اصلی و چهار باد را نشان میدهد و همچنین بهصورتصلیبوصلیبشکستهنشاندادهمیشودواعمالتشریفاتیوآیینهاچهارمرتبهتکرارمیشوند.
فیثاغورسیها عدد چهار و ده را اعداد الهی میدانستند و از جمع چهار عدد اول، عدد ده بدست می آمد: ۱۰=۴+۳+۲+۱
در مصر باستان، چهار، عدد مقدس زمان است و سقف آسمان را چهار ستون نگاه میدارد و چهار پسر هوروس از چهار جهت اصلی نگهداری میکردند.
چهار مقدس و منطقه البروج:
چهار حیوانی که مد نظر ما هستند، در منطقهالبروج هم برای خود جایی دارند. Aquarius,Taurus,Leo,Ophiuchus به ترتیب نماد عقاب، شیر، گاو و انسان (فرشته) در صورتهای فلکی هستند که به گونهای در چهار جهت مقابل هم دیده میشوند.
میدانیم که:
چهار عنصر اصلی عبارتند از: آب، خاک، هوا، آتش.
چهار جهت اصلی عبارتند از: شمال، جنوب، شرق، غرب.
چهار سو عبارتند از: جلو، عقب، راست، چپ
چهار حیوان عبارتند از: گاو، عقاب، شیر، انسان.
چهار فصل عبارتند از: بهار، تابستان، پاییز، زمستان.
چهار مزاج (طبع) عبارتند از: دموی، صفراوی، مالیخولیایی (سودایی)، بلغمی.
چهار فرشته مقرب در اسلام: جبرئیل، میکائیل، اسرافیل، عزرائیل.
چهار مبشر انجیل: متی، مرقس، لوقا، یوحنا.
چهار حرف مربوط به یهوه: Y,H,V,H
چهار مرتبه: قلب، عقل، روح، نفس.
چهار موجود صور فلکی: Aquarius,Taurus,Leo,Ophiuchus
تلفیق این چهارگانهها به ترتیب زیر است:
گاو ـ زمین (خاک) ـ مالیخولیایی (سودایی) ـ پاییز ـ میکائیل ـ لوقا (روحانیت مسیح) ـ H ـ سد آلاپ ـ عقل
عقاب ـ هوا ـ دموی ـ بهار ـ اسرافیل ـ یوحنا (طبیعت الهی مسیح) ـ H ـ روح
شیر ـ آتش ـ صفراوی ـ تابستان ـ عزرائیل ـ مرقس (سلطنت مسیح) ـ Y ـ نفس
انسان ـ آب ـ بلغمی ـ زمستان ـ جبرئیل ـ متی (طبیعت بشری مسیح) ـ V ـ قلب
منابع:
* فرهنگ مصور نمادهای سنتی، جی.سی.کوپر، ترجمه ملیحه کرباسیان، تهران، فرشاد، ۱۳۷۹
* فرهنگ نگارهای نمادها در هنر شرق و غرب، جیمز هال، مترجم: رقیه بهزادی، تهران، فرهنگ معاصر، ۱۳۸۰
* مبانی ماسونری، تالیف گروه تحقیقات علمی، ترجمه جعفر سعیدی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۶
* آیین هندو و عرفان اسلامی (بر اساس مجمعالبحرین داراشکوه)، گردآورنده و مترجم: داریوش شایگان ـ جمشید ارجمند، تهران، نشر و پژوهش فرزان روز، ۱۳۸۲
* فرهنگ نمادها، ژان شوالیه، آلن گربران، ترجمه و تحقیق سودابه فضائلی، ویراستار علیرضا سید احمدیان، تهران، ۱۳۷۹
منبع خارجی:
*The Sacred Symbols of Mu by James Churchwardترجمه حمیدرضا مشیر
هفت:
در قرآن و فرهنگ اسلامى به برخى ازعددها ، عنایت و توجه خاص شده است که از آن جمله مى توان به عددهاى «سه » ، «هفت » ، «هفتاد» ، «چهل » و .. . اشاره کرد . کاربرد هر یک از این ها حکمتى دارد که برخىرا قرآن و روایات یادآور شده و برخى را نیز علوم جدید کشف کرده است . حکمت عدد هفتنیز تا حدودى بیان شده است .
شماره هفت از دیرباز مورد توجه اقوام مختلف جهان بوده است; قوم «سومر» قدیمى ترین قومى بوده که به آن توجه کرده است . آنان متوجه سیاراتهفتگانه ـ آنچه امروز نیز از کرات منظومه شمسى با چشم غیرمسلح دیده مى شود ـ شدند وبه پرستش آن ها پرداختند.
از جمله مواردى که عدد هفت در آن ها به کار رفتهعبارتند از : 1 . ایام هفته 2 . تقسیم جهان به هفت اقلیم 3 . هفت طبقه زمین 4 . هفتطبقه آسمان 5 . هفت فرشته مقدس در نظر بنى اسرائیل .
همه این ها و موارد بسیارىدیگر که بعضى در افسانه هاى دیرین و سایر شؤون تمدنى بشر دیده شده ، نمایانگر اهمیتفوق العاده این عدد در نظر اقوام مختلف است .(1)
عدد هفت در امور دینى :
معادل هفت در عربى واژه هاى «سبع و سبعه » مى باشد .
کثرت کاربرد این شماره در امور مذهبى نمایانگر اهمیت ویژهآن در این راستا است .
از جمله کاربردهاى دینى عدد هفت عبارتند از :
1 .هفت فرشته مقدس در نظر بنى اسرائیل 2 . هفت بار طواف برگرد کعبه 3 . هفت طبقه جهنم 4 . هفت درب جهنم 5 . هفت سلام در قرآن ـ که عبارتند از : 1 . «سلم قولا من ربّ رحیم »(یس ،58) 2 . «سلم على ابرهیم »(صافات ، 109) 3 . «سلم على نوح فى العلمین »(صافات ، 79) 4 . «سلم على موسى و هرون »(صافات ، 120) 5 . «سلم على ءال یاسین »(صافات ، 130) 6 . «سلم علیکم طبتم »(زمر ، 73) 7 . «سلم هىحتى مطلع الفجر»(قدر ، 5) 6 . هفت بار تطهیر در قوانین طهارت 7 . هفت عضوى که درسجده باید روى زمین باشد 8 . هفت شبانه روز بلاى قوم عاد 9 . هفت شهر عشق و هفتمردان در تصوف 10 . قرّاءسبعه .(2)
الف ) سبع و سبعه در قرآن :
این دو واژه 24 بار در قرآن به کار رفته اند ; بیست بار باواژه «سبع » و چهار بار با واژه «سبعه » که عبارتند از : «سبع سموت » (بقره ، 29 / فصلت ، 12 / طلاق ، 12 / ملک ، 3 / نوح ، 15) «السموت السبع » (اسراء ، 44 / مؤمنون، 86) «ویقولون سبعة .. . (کهف ، 22) «و سبعة إذا رجعتم » (بقره ، 196) «سبع شداد» (یوسف ، 48) «سبعاً شداداً» (نباء ، 12) «سبع سنابل » (بقره ، 260) «سبع بقرت سمانیأکلهن سبع عجاف و سبع سنبلت خضر» (یوسف ،43 و 46) «سبع سنین » (یوسف ، 47) «سبعطرائق » (مؤمنون ، 17) «سبع لیال » (حاقّه ، 7) «سبعاً من المثانى » (حجر ،87) «سبعة ابواب » (حجر ، 44) «سبعة أبحر» (لقمان ، 27)
ب ) عدد هفت در روایات :
در روایات اسلامى نیز این شماره مورد توجه قرار گرفته است . تنها در کتاب «خصال » شیخ صدوق(رحمه الله) 116 روایت در «باب السبعة » آمده است .(3)
به برخى از این روایات اشاره مى کنیم :
«هرکس اقرار به هفت چیز کند مؤمن است » ـ «بازخواست مردمازهفت چیز در قیامت » ـ «وصیت به هفت چیز» ـ «محاجه امیرالمؤمنین(علیه السلام) باقوم خود در قیامت با هفت خصلت » ـ «واجبات نماز هفت چیز است » ـ وقت ، طهارت ، توجه، قبله ، رکوع ، سجود ـ «اگر بنده اى گناه کند ، ملک موکل بر شانه راست هفت ساعتبراى استغفار به او فرصت مى دهد» ـ «تقسیم بندى عمر فرزندان به سه هفت سال » (هفتسال نخست براى بازى ، هفت سال دوم براى آموزش و هفت سال سوم براى فراگیرى حلال وحرام ) ـ «کودک در هفت سال نخست آقایى مى کند و در هفت سال دوم فرمانبردار و در هفتسال سوم مشاور خانواده است » ـ «قرآن بر هفت حرف نازل شده .»(4)
حکمت کاربرد عدد هفت در شرع مقدس :
در قرآن و فرهنگ اسلامى به برخى از عددها ، عنایت و توجهخاص شده است که از آن جمله مى توان به عددهاى «سه » ، «هفت » ، «هفتاد» ، «چهل » و .. . اشاره کرد . کاربرد هر یک از این ها حکمتى دارد که برخى را قرآن و روایاتیادآور شده و برخى را نیز علوم جدید کشف کرده است . حکمت عدد هفت نیز تا حدودى بیانشده است . کتاب هاى لغت عربى آن را (همچون عدد هزار در فارسى ) نمادى از کثرت وفراوانى مى دانند ;(5) ولى در قرآن و روایات هم به معناى کثرت و هم براى شمارش چیزىبه کار رفته است.
عددى که نماد کثرت است عددى کامل و زنده است ; بر خلافاعداد معمولى ریاضى «عدد زنده » آن است که فکر ایشان را تا بى نهایت پیش برد وواقعیت را آن چنان که هست در نظرها تجسم بخشد ; چنین عددى روح دارد و ریاضى دان وبى سواد هر دو عظمت آن را درک مىکنند . عددى را (مثلا یک ) تصور کنید که یککیلومتر صفر جلوى آن قرار گرفته باشد ; این عدد عظمت دارد ; اما تنها ریاضى دانعظمت آن را مى شناسد ; ولى اعداد کامل و زنده را همه مى شناسند و مى توانند به ابهتو گستردگى اش اذعان کنند .(6)
شاید انتخاب عدد هفت براى کثرت به خاطر بسیارى از امورهفتگانه ثابت در جهان هستى باشد ، همچون یک دوره کامل هفت روزه زمان (یک هفته ) ازاین رو ، این شماره صرفاً یک عدد ریاضى محسوب نمى شود ; بلکه عددى براى نشان دادنکمال یک چیز است ; مانند عدد چهل که یکى از حکمت هاى آن این است که رسیدن به چهلسالگى به طور معمول با کمال عقل همراه است .(7)
اکنون به دو نمونه از آیات قرآن که عدد هفت در آن ها بههمین منظور به کار رفته است ، توجه کنید :
1ـ «و لو أنّما فى الأرض من شجرة أقلم والبحر یمدّه من بعدهسبعة أبحر مانفدت کلمت الله إنّ الله عزیز حکیم ; (لقمان ، 27) و اگر آن چه درخت درزمین است قلم باشد و دریا را هفت دریاى دیگر به یارى آید ، سخنان خدا پایان نپذیرد . قطعاً خدا است که شکست ناپذیر حکیم است .»
در این آیه ، قرآن به جاى این که بگوید : مخلوقات خداوند درپهنه هستى عددى بسیار بسیار بزرگ دارند مى گوید : اگر تمام درختان روى زمین ، قلم وهمه دریاها مرکب شود ، تمام قلم ها مى شکند ، و ازبین مى رود ، ولى حقایق عالم هستىو معلومات پروردگار هستى پایان نمى پذیرد . عظمت سخن آن گاه روشن تر مى شود که عددهفت نمادى از کثرت باشد ، در این آیه براى مجسم ساختن عدد بى نهایت و نزدیک ساختنمعناى علم بى پایان خدا و گستردگى فوق العاده جهان هستى به افکار ما ، از عدد زندهاستفاده شده است .(8)
2ـ «و إنّ جهنم لموعدهم أجمعین * لها سبعة أبوب لکلّ بابمنهم جزء مقسوم ; (حجر ، 43ـ44) و قطعاً وعده گاه همه آنان دوزخ است ، ]دوزخى[ کهبراى آن هفت در است و از هر درى بخش معین از آنان ]وارد مى شوند[ .» در این آیاتآمده که جهنم هفت در دارد ; بعید نیست که عدد هفت در اینجا نیز براى کثرت باشد ; یعنى جهنم درهاى بسیار و فراوان دارد ; و واضح است که این تعداد درها در حقیقت بهعوامل گوناگونى که انسان را به جهنم مى کشاند اشاره دارد . هر چند روایات نیز بهاین «هفت در» اشاره کرده اند ; ولى ظاهراً درهاى جهنم به هفت در محدود نمى شود .(9)
پی نوشت ها:
1 . ر .ک : لغت نامه دهخدا ، ج 14 ، ص 20768، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران
2 . لغت نامه دهخدا ، همان / برهان قاطع ،همان .
3 .ر . ک : خصال ، شیخ صدوق (ره ) ، ج 2 ، ص 340ـ405 ، مؤسسة النشرالاسلامى .
4 .ر .ک : سفینة البحار ، شیخ عباس قمى (ره ) ، ماده «سبع » / معارفو معاریف
5 . ر .ک : لسان العرب ، ابن منظور ، ج 6 ، ص 155 ، داراحیاءالتراثالعربى .
6 .ر . ک : تفسیر نمونه ، آیة الله مکارم و دیگران ، ج 12 ، ص 574 ،دارالکتب الاسلامی
7 . ر .ک : تفسیر نمونه ، همان ، ج 17 ، ص 76 / المیزان ،همان ، ج 18 ، ص 201 .
8 .ر .ک : تفسیر المیزان ، علامه طباطبایى ، ج 16 ، ص 232 ، نشر اسماعیلیان
9 . ر .ک : المیزان ، همان ، ج 12 ، ص 175 ، مؤسسة الاعلمىللمطبوعات / تفسیر نمونه
فلسفه عدد مقدس هفت نزدایرانیان
امروزه نمادهایمهر را در ایران و آداب و رسوم مردم ایران هنوز به روشنی می بینیم . به عبارتیمیتوان گفت که تمدن های بین النهرین بیشترا به درون تمدن ایران رفتند و یک تمدنبزرگ را شکل دادند .
تمدن بینالنهرین در حدود سه هزار سال پیش از میلاد به قدرتهای بزرگ جهان مشهور بودند ولی پساز روی کار آمدن کوروش بزرگ , منطقه بین النهرین بخشی از تمدن ایران شدند و به کشورایران پیوستند و تا انتهای دوره شاهنشاهی ساسانی این منطقه بخشی از تمدن و خاکایران محسوب می شد . به صورتیکه پایتخت ایران در بغداد ( عراق ) بود و به عراقکنونی دل ایرانشهر گفته میشده است . پس از حمله تازیان به ایران این منطقه موردیورش عربهای بدوی قرار گرفت و همه تمدن و شکوه باستانی اش به یکباره ویران شد واثری از آن همه تاریخ به جای نماند و عربها به مرور زمان به آنجا مهاجرت کردند وفرهنگی عربی را جایگزین تمدن کهن بین النهرین کردند .
ملتها و تمدنهای اطراف ایران نیز به پیروی از ایرانیانمهردوستمتوجه سیارات شدهبودندورمز و رازی اهورایی رایافته بودند و در نتیجهبه صورتنماد شگون میپرستیدند. آنچه که شواهد نشان می دهد میترائیسم ایرانی تاثیر گذار ترین آیین درادیان جهان بخصوص در مسیحیت و اسلام بوده است . روز زایش مهر در ایران , همان روزبیست و پنجم دسامبر در مسیحیت است که جشن گرفته می شود . لباس قرمز پاپ از آیینمیترایسم گرفته شده است . همچنین مهرابه های درون کلیساها نیز به مهرابه های مهریمشهور است . از دیگر نفوذ آیین مهر نیز میتوان بر رومیان و یونانیان نیز اشاره کرد . در داخل معبد و انتهای معابد آنان حجاری های برجشته مهر وجود داشته است که میترادر حال کشتن گاوی است . هنوز در برخی از کلیسا های کهن اروپا آثار آن پابرجاست . میترایسم در اسلام نیز نفوذ چشم گیری داشت . در زیر به برخی موارد نفوذ عدد هفتمیترایسمی در اسلام نیز اشاراتی خواهیم داشت . مشهورترین مهد تمدن مهرپرستی ایرانشهر خرم آباد است .(1)عدد هفتمیتراییان ایراننیز به همین منوالدر مذاهب و تاریخ جهان ‚درتصوفودرسننوآدابکهن بیشتر ملتها نفوذ کرد .
هفت وادی میترایسم در ایران ( کهنترین سند تاریخ ) (2)
1 ) کلاغ : منسوب به عطارد , نماد هوا و باد
2 ) همسر : منسوب به زهره , نماد آب
3 ) سرباز : منسوب به مریخ , نماد خاک
4 ) شیر : منسوبمشتری , نماد آتش
5 ) پارسا : منسوب به قمر
6 ) خورشید : منسوب به مهر , ستاره صبح
7 ) پیر مرشد : منسوب به زحل
هفتباور نیک ایرانیانباستان
1 ) پرستش هرمزدیا اهورامزدا خدای دانای یکتا
2 ) اشویی , پاکیزگی و پارسایی
3 ) سدره و کشتی , بستن نشان خداپرستی برای جوانانی که به سن بلوغمی رسند
4 ) برگزاریآیین و دردگان ( درگذشتگان )
5 ) دستگیری ازنیازمندان و تنگدستان
6 ) برگزاریجشنهای ملی و مذهبی
7 ) به جای آوردن نمازهای پنج گانه زرتشت(3)
از دیگر باورهای کهن ایرانیان که بر پایه هفت می باشد میتوان به اینموارد اشاره نمود :
هفت ایزدانآریایی
هفتطبقهزمین
هفتطبقهآسمان
هفت ستاره : ماه , تیر , ناهید , خورشید یا مهر , بهرام , برجیس , کیوان
هفت روزهفته
هفتامشاسپند دردینزردشت ( اشا , وهومنه یا بهمن یا وهمن , اشه وهشتا یا اردی بهشت , خشترا یا شهریور , آرمیتی یاسپندارمذ , هروتات یا خرداد , امرتات یا امرداد ) (4)
هفت اقلیم , هفت کشوری که در طول تاریخ تحت کنترل ایران بودند :
زمین هفت کشوربه شاهی تو راست سپاهی و گاهی و راهی توراست ( فردوسی بزرگ )
هفت دریا
هفتایزد در مذهب مانویدر زمان ساسانیان
هفت پیکر نظامی گنجوی
هفت خان رستم : خوان اول رخش شیر را کشت , دوم چشمه آب به رهنماییغرم به رستم پیدا گشت , سوم رستم اژدها را کشت , چهارم زن جادوگر را هلاک کرد , پنجم دوگوش دشتبان را برکند , ششم ارژنگ دیو را بکشت , هفتم دیو سپید را به قتلرساند .
هفت آتشکده کهنایرانیان : آذرمهر , آذرنوش , آذربهرام , آذرآیین , آذرخرین , آذربرزین , آذرزرتشتادامه
هفت تپه خوزستان
هفت سین : سیب , سنجد , سماق , سرکه , سبزه , سمنو , سکه
هفت طبقهآرامگاه کوروش بزرگ
هفت مثنوی جامی
هفت قسمت اعضای بدن : سر , گردن , سینه و آنچه در آن است , پشت , آلت تناسلی انسان , دستها , پاها .
هفت روز عزابرای درگذشتگان در ایران ( مراسم هفتم )
هفت در اسامی دهات و روستاها:
هفت آشان صحبت : دهی است از بخشهای سنجابی کرمانشاه
هفت آسیا : دهیاست از بخش فریمان در مشهد
هفت آشان جیب : دهی است از بخشهای سنجابی کرمانشاهان
هفت آشیان : دهی است در سقر کرمانشاه
هفت پاره : دهیدر کازرون پارس
هفت پا : دهی درسعادت آباد بندرعباس
هفت تاش : دهیدر سقز کردستان
هفت تن : زیارتگاهی در تهران
هفت تنان : دهیدر لاریجان آمل
هفت تنان : کوهیدر مغرب ناحیه بخیتاری
هفت تومان : دهیدر بخش خوربیابانک شهرستان نایین
هفت جرد : روستای در مرو
هفت جوب : دهی در شهریار ( استان تهران )
هفت چاه : دهیدر حومه ارداک مشهد
هفت چشمه : دهیدر گرمسار دماوند , بهشهر ساری , دهخوارقان تبریز , میانه , شبستر تبریز , مشکینشهر , صالح آباد ایلام , آبدانان ایلام , سنجابی کرمانشاه , دلفان خرم آباد , کاکاوند خرم آباد , چگنی خرم آباد , دهدز اهواز , زاغه خرم آباد , آخوره فریدن .
هفت چوبه : دهیدر ورامین تهران
هفت حوض : منطقهای در نارمک تهران
هفت خان : بخشیاز اردکان شیراز
هفت خانه : منطقه ای در خلیل آباد کاشمر
هفت خانی : دهیدر خزل نهاوند
هفت دست : بنایبه جای مانده از دوره صفویه
هفت رک : بزرگترین شهر مکران در ناحیه سیستان کنونی
هفت رود : نام کهن منطقه پنجاب در پاکستان که بخشی از ایران بودهاست
هفت سار : بخشیاز منطقه ارومیه
هفت سوی : دهستانی در بخش طیبات مشهد
هفت شوئیه : دهیدر اصفهان
هفت شهیدان : منطقه ای در خوزستان
هفت کده : بخشیاز زرین آباد ایلام
هفت گل : بخشیدر شهر اهواز
هفت وان : دهیدر شاپور شهرستان خوی و همچنین شهرستان لار
هفت گنج : نامنوایی از موسیقی ایرانی
هفت جوش : هفت فلز مشهور : زر , نقره , مس , جست , آهن , سرب , ارزیر
لگد کوبه گرزههفت جوش بر آورد از گاو گردون خروش ( نظامی )
و همچنین دههاضرب المثل و کلمات عامیانه ایرانی همچون :
هفت پشت یا هفت نسل یا هفت جد , هفتاخگر نیاره , هفتالوان , هفتخزینه , هفتخط , هفتحکایت , هفتخال , هفترنگ , هفتقلم آرایش , هفتگنج پرویز , هفتچشمه , ترشی هفته بیچار و . . .
نفوذ هفت مقدسایرانی در نزد ملتهای دیگر
عجایب هفت گانهدنیا
هفت شهر طلسمنمرود
هفتشب روز بلای قومعاد
هفتفرشته مقدس در نظر بنیاسرائیل
هفتگاو فربه و هفت گاولاغر که فرعون به خوابدید
هفت نفر اصحابکهف : یملیخا , مگشلینیا , مشلیتیا , مرنوش , دبرنوش , شادنوش , مرطونش
برخی از مواردنفوذ عدد مقدس هفت ایرانی در دین اسلام
در مذهب اسلامی حنفیه(5)( ابوحنفیه نعمان بن ثالث بن زوطی بن ماه ) هفت پایه باور دینی وجود دارد :
1 ) قرآن
2 ) سنت
3 ) اقوال صحابه
4 ) قیاس
5 ) استحسان
6 ) اجماع
7 ) عرف
و یا موارد دیگری همچون :
هفت سنگ بهشیطان زدن در زیارت مسلمانان
هفت محرم در دیناسلام
هفتبارطواف بر گردکعبه در دوره جاهلیت
هفتدر و هفت طبقه دوزخدر قرآن
هفتعضوی که در سجده باید بر زمینباشد
هفتبار تطهیر در قوانینطهارت
مراتبهفت گانهدر مذهبشیعهاسماعیلیه
هفت امامی : امام ابوحنیفه , امامشافعی , امام مالک , امام احمدبن حنبل , امام ابویوسف , امام محمد , امام زفر
هفت چشمه بهشت : کوثر , کافور , میم , سلسبیل , معین , زنجبیل
هفت دانه : آشعاشورا که با گندم و نخود و باقلا و عدس درست می شود
هفت جهنم : سقر , سعیر , لظی , حطمه , جحیم , جهنم , هاویه
هفت فرشته : اوریائیل , جدیائیل , شمائیل , عنائیل , جبرئیل , عزرائیل
هفت شیوه قرائت قرآن : نافع مدنی , عبدالله بن کثیر , ابوعمرو بصری , ابن عامر شامی , عاصم کوفی , حمزه کوفی , علیکوفی
وبسیاریموارد دیگرکه درسایر شوون تمدنی بشر دیدهشده است‚نشانهاهمیتفوقالعادهعددهفتدرنظراقواممختلف جهان استکه بی شک همگی از تمدن و باورهای ملی ماایرانیان سرچشمه گرفته شده است .
شیخ محمودشبستری ( گلشن راز )
به زیر هر عددیسری نهفت است از آن درهای دوزخ نیز هفت است
عدد هفت جایگاه بسیار والایی در آیین عرفان و تصوف ایرانی و همچنینادبیات غنی کشورمان دارد . گستره عقیدتی عدد هفت بیشتر متعلق به ایران بزرگ ( شاملکردستان عراق , کردستان ترکیه , ارمنستان , آذربایجان , تاجیکستان , بلوچستان , افغانستان , ترکمنستان و جنوب ازبکستان است ) . به جرات میتوان گفت هیچ شاعر , بزرگ , اندیشمند یا فیلسوف ایرانی را نمی توان در گستره ایران بزرگ یافت که از عدد هفتسخن نگفته باشند . مولانا , حافظ , خاقانی , دقیقی , خیام , سعدی , فردوسی . نامورترین عرفای بزرگ جهان که حافظ , عطار , مولانا , شمس در زمره آنان می باشند برعدد هفت تاکید بسیار کرده اند . به خصوص شیخ عطار که هفت شهر عشق اش شهرت جهانیدارد و یا فلسفههفتمردان در تصوفدراویش :
هفتشهر عشق عطارنیشابوری
( مراحل هفت گانهعرفانایرانی )
گفت ما راهفتوادیدر ره استچون گذشتی هفت وادی،درگهاست
وا نیامد درجهان زین راه کس نیست از فرسنگ آن آگاه کس
چون نیامد باز کس زین راه دور چون دهندت آگهی ایناصبور؟
چون شدند آنجایگه گم سر به سر کی خبر بازت دهد ای بی خبر؟
هست وادی طلب آغاز کار وادی عشق است از آن پس ، بیکنار
پس سیم وادی استآن معرفت پس چهارم وادی استغنا صفت
هست پنجم وادی توحید پاک پس ششم وادی حیرتصعبناک
هفتمین وادی فقراست و فنا بعد از این روی روش نبود تو را
در کشش افتی روش گم گرددت گر بود یک قطره قلزم گرددتادامه
مولانا جلالالدین محمد بلخی عارف گرانمایه ایران زمین
هفت شهر عشق راعطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم ادامه
شایسته استامروزه نیز برای زنده نگه داشتن این باور کهن و ملی ایرانی در هرچه بیشتر استفادهکردن از این عدد پر رمز کوشا باشیم . برای مثال بسیار پسندیده است که زندگی جوانانایران زمین بر پایه این عدد ورجاوند ( مهریه , شادی , هفت پیمان و . . . ) آغازگردد تا هزاران سال شکوه و تمدن و تقدس آسمانی آن در زندگی آنان اثرات هرچه نیکبگذارد و پایه های زندگی زناشویی شان مستحکم تر و ایرانی تر شود . چنانچه در همینکمتر از پنجاه سال پیش در ایران , آغاز زندگی جوانان این سرزمین به احترام این عددمقدس که نیاکان به آن ایمان داشتند , هفت شبانه روز جشن و پایکوبی برپا می شده است . برای نمونه میتوان یک بدعت گذاری جدیدی را در میان جوانان ایرانی پایه گذاشت کهاز همین مهر و فرهنگی غنی ایرانی سرچمشه گرفته شده است . هفت پیمان برای دختران وپسران ایرانی پیش از ازدواج :
پرهیز از دروغ
حفظ احترام میانطرفین
احترام بهجایگاه پدر و مادر نزد زن و مرد
مهر و وفاداری به میهن در همه شرایط زندگی
سوگند به اجرایکردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک ایرانی
سوگند به حرکت در مسیر راستی و درستی در زندگی زناشویی
تلاش و کوششبرای پیشرفت مادی و معنوی در زندگی زناشویی
به درستی میتوانگفت که هرچه از هفت سخن بگوییم کم است . زیرا هم دایره وسعت آن بسیار گسترده است وهم اینکه از محدوده ذهن بسته ما انسانها خارج است . بزرگترین مسلکها , باورها وشخصیتهای ایرانی به عدد هفت ایمان داشته اند . چنانچه کوروش بزرگ بنیانگذار حقوقبشر و آزادی انسانها پس از مرگ کالبد ارزشمندش به عنوان هفتمین طبقه در پاسارگادقرار میگرد , به صورتیکه شش طبقه با سنگهای عظیم بنا می گردد و طبقه هفتم طاقآرامگاه و کالبد کوروش بزرگ است . نمایش
جایگاه ویژه عددمقدس هفت در نزد بزرگان ایران زمین
حضرت مولانا
هفت آسمان رابردرم وز هفت دریا بگذرم چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من
شمس تبریزی ستتابان از ورای هفت چرخ لاجرم تاب نو آیین بر چهار ارکاننهاد
دقیقی
فلک شکافد حکمشچنانکه دستنبیشکاف ماه دوهفتآشکار میسازد
خاقانی
به کنایت هفت آسمان آدم از فردوس و ازبالایهفتپایماچان ازبرای عذررفت
ابوسعیدابوالخیر
روزی که ازینسرا کنی عزم سفر همراه تو هفت گز کفن خواهد بود
هر آن دلی کهنهفته است زیر هفت زمین که تو بدو نگری همتش ز عرش برست
امیر خسرو دهلوی
کسی از هفت بامچرخ بگذشت که باغ هشت در ماوا ندارد
ز چشم کافرت کز غمزه لشگر می کشد هر سو به هفت اقلیم تن یک منزلآبادان نمی ماند
اوحدی مراغه ای
هفت عضو سرکش رازیر پای ناکرده آسمان هفتم را زیر پا چه دانی تو ؟
رومی رخان هفتزمین را چنان طواف برگرد آن سرادق زنگی شعار چیست ؟
در زمان گشتچهار فصل پدید بر زمین نیز هفت خط بکشید
انوری ابیوردی
گر بخواهی بهحکم یک فرمان گره هفت چرخ بگشایی
تو آن ابر دستی که گر هفت دریا همه قطره گردد نیاید تمامت
بجزو اصل رسیدآفتاب نه گردون بخیر در نهم آفتاب هفت اقلیم
باباطاهر عریانهمدانی
ز آهنم هفتگردون پر شرر بی ز مژگانم روان خون جگر بی
سحر گاهان که اشک لاوه گیره ز آهم هفت چرخ آلاوهگیره
پروین اعتصامی
مرا یک دانهپوسیده خوشتر ز دیهیم و خراج هفت کشور
حضرت حافظ
زین قصه هفتگنبد افلاک پر صد است کوته نظر ببین که سخن مختصر گرفت
نه به هفت آب کهرنگش به صد آتش نرود آن چه با خرقه زاهد می انگوری کرد
بیا که پردهگلریز هفت خانه چشم کشیده ایم به تحریر کارگاهخیال
گفتم دعای دولتاو ورد حافظ است گفت این دعا ملایک هفت آسماناست
گریه حافظ چهسنجد پیش استغنای عشق کاندر این دریا نماید هفت دریا شبنمی
فردوسی بزرگخداوندگار فرهنگ و ادب ایران زمین
چو رخش اندر آمدبران هفت کوه بران نره دیوان گشته گروه
گر این هفت یل را بچنگ آوریم جهان پیش کاووس تنگ آوریم
همان هفت کشوربه شاهنشهی نهاد بزرگی و تاج مهی
زمین هفت کشور به شاهی مراست چنان کز خداوندی اوسزاست
به پور جوان گفتکه این هفت جام بخور تا شوی ایمن شادکام
خاقانی شروانی
گفتی که دهان بههفت خاک آب از یاد خسان بشوی شستیم
پیشت آرم هفت مردان را شفیع کز دو عالمشان تبرا دیدهام
خواجوی کرمانی
بر بام هفت قلعهگردون علم زنم دندان چرخ سرکش خونخوار بشکنم
دلم چون کشتهمهد سلطان عشقش که یک ذره هفت آسمان بر نیگرد
حکیم عمر خیامنیشابوری
فردا که از ایندیر فنا درگذریم با هفت هزار سالگان سر به سریم
دقیقی طوسی
بر آمد برین رزمکردن دو هفت کزیشان سواری زمانی نخفت
رودکی سمرقندی
تا نخورد شیرهفت مه به تمامی از سر اردی بهشت تا بن آبان
هفت سالارکندرین فلک اند همه گرد آمدند در دو و داه
اخترانند آسمانشان جایگاه هفت تابنده دوان در دو و داه
سعدی شیرازی
چرخ مشعبد از رختو دل فریب تر در زیر هفت پرده خیالی نیافته
هفت کشور نمیکنند امروز بی مقالات سعدی انجمنی
گر ز هفت آسمان گزند آید راست بر عضو مستمند آید
سنایی غزنوی
هفت در دوزخنددر تن تو ساخته نفسشان درو دربند
چون تو در بخشش به هفت اقلیم عالم در چون تو ممدوحی سزای معنوی شعرمکدام
استاد شهریار
او در حرم هفتسرا پرده عفت خواهی تو بدو بنگری ای دیده حیا کن
صائب تبریزی
من ندارم اختریدر هفت گردون ورنه اختری از هر شرر پیش نظر پروانه را
عکس من سایهفکنده است بر یان آینه ها گر در این هفت صدف هم گهری هستمرا
چشم بینایی کهشد در نقطه توحید محو هفت پرگار فلک را بی قرار خویش یافت
جامی
هفت کشور را بهوی تسلیم کرد رسم کشورداری اش تعلیم کرد
عبید زکانی
این منور سطحاخضر در میان گسترده اند وین مدور طاق هفت ایوان خضرا کردهاند
بگشاد هفت کشوردینا به یک شکوه رای تو که آفتاب و فلک شرمسار اوست
عطار نیشابوریعارف گرانمایه ایرانی
اگر سر کشی زینپل هفت طاق سر و سنگ ماننده آب رود
غسل کن اول به آب دیده من هفت بار تا طهارت کرده گردی گرد هفتاعضا
گفت اگر دوزخشود هم راه من هفت دوزخ سوزد از یک آه من
هفت گردون را در آرم زیر پر گر فرو آری بدین سر گشتهسر
کو یک گوهر شناسگوهر دریای عشق تا ز سر هفت در و چار گوهر گویمی
یقین می دان کهچشم جان چنان است که در هر ذره ای هفت آسمان است
فخرالدینعراقی
خاک درگاه اوکسی بوسد کز فلک هفت نردبان دارد
ریزه چینی است از سر خوانش آسمان گر چه هفت خواندارد
فرخی سیستانی
همی شد از پس شببا ستارگان پروین چو هفت کوکب سیمین بر آهنین زیزب
خجسته ای ز همهخسروان بفضل و هنر بقدر و منزلت از هفت آسمان بگذر
فروغی بسطامی عارف گرانمایه ایرانی
آن که بر بندد کمر در خدمت پیر مغانمی نیارد در نظر سلطان هفت اقلیم را
ساقی فرخنده بیتاب کفش ساغر است پیرو چشم خوشش گردش هفت اختر است
در ساکنان هفتفلک خواب و خور نماند از ناله شبانه و از های های ما
محتشم کاشانی
باده ای که اینهفت خم در خود نیابد ظرف پیش دست ساقی ما در ته پیمانه
در هفت زمینتزلزل انداخت سروش که هنوز نوخرام است
مسعود سعد سلماس
تا در افلاک هفتسیاره است تا به گیتی چهار ارکانست
کم از پایه قدر او هفت چرخ کم از مایه خشم او هفتخوان
ملک الشعرای بهار
هفت شین ساز مکنجان من اندر شب عید شکوه و شین و شغب شهفه و شور و شیون
هفت سین ساز کناز سبزه و از سنبل و سنجد و ساز و سرود و سمنو سلوی ومن
نظامی گنجوی
زمین هفت است وگر هفتاد بودی اگر خاکش نبودی باد بودی
به هفت اورنگ روشن خورد سوگند به روشن نامه گیتیخداوند
وحشی بافقی
چو بار عام دهداز سران هفت اقلیم تمام روی زمین پرشود ز پیشانی
دلی دارم که باهر کس به جنگ است بر او پهنای هفت اقلیم تنگ است
نظامی
زآن چرخ کههفتبار برگشتبازیشز هفت چرخ بگذشت
جهان فیلسوفجهان دانم رصدبند هفت آسمان داندم
بن مایه این جستار :
1 ) تاریخ ادیانو مذاهب در ایران باستان - عباس قدیانی چاپ تهران 1374 - برگ 97
2 ) تاریخ ادیانو مذاهب در ایران باستان - عباس قدیانی چاپ تهران 1374 - برگ 98
3 ) تاریخ ادیانو مذاهب در ایران باستان - عباس قدیانی چاپ تهران 1374 - برگ 115
4 ) زرتشتپیامبری که از نو باید شناخت - ارباب کیخسرو شاهرخ چاپ تهران 1380- برگ 137
5 ) تاریخ ادیانو مذاهب در ایران باستان - عباس قدیانی چاپ تهران 1374 - برگ 282
- واژه نامهاستاد علی اکبر دهخدا
- واژه نامهدکتر محمد معین
- مجله چیستا
- شاهنامهفردوسی - دیوان شمس مولانا - دیوان عطار نیشابوری - رباعیات خیام - دیوان حافظ - گلستان و بوستان سعدی - شهریار - هفت پیکر نظامی گنجوی و . . .
هفت :
اگر اصول عقاید حلول روح این طور نشان داد که 7 مرحله از تکامل وجود دارد، این نیزحقیقت دارد که بودیست ها ایده تکامل 7 مرحله ای روح را از آریایی های هند گرفته اندنه از مصریان که با 7 داستان و 7 چتر به تمثیل در آمده و به تدریج به طرف بالای دربتکده ها تنزل یافته است .
در پرستش اعجاب برانگیز میترا ، 7 دروازه ، 7 محراب و 7 اعجاب وجود داشته . روحانیون بیشتر ملیت های شرقی به 7 رتبه تقسیم می شدند . درمعابد 7 گام تا به محراب بر می داشتند. شمع ها در شمعدان های 7 شاخه روشن می شد. لژهای فراماسونی متعددی تا به امروز 7 و14 پله داشتند.
7 کره سیاره ای به عنوانالگویی برای تقسیمات ایالتی و سازمان ها استفاده می شد. چین به 7 استان و ایرانباستان به 7 ساتراپ تقسیم شده بود. بنابر افسانه های عرب 7 فرشته خورشید را با یخ وبرف خنک می کنند، در غیر این صورت زمین سوخته و ذغال می شود . 7000 فرشته هر روزباد آورده و باعث حرکت خورشید می شوند. قدیمی ترین رودخانه های شرق یعنی گنگ و نیلهر یک 7 مصب داشتند. شرق در عهد عتیق 7 رودخانه اصلی داشته . 7 خزانه مشهور ، 7 شهرپر از طلا ، عجایب هفتگانه جهان و غیره ... که هر یک به نوبه خود باعث می شود کهعدد 7 نقش برجسته ای در معماری معابد و کاخ ها داشته باشد . بتکده مشهور چورینگهامبوسیله 7 دیوار مربع شکل احاطه شده، در 7 رنگ مختلف رنگ شده و در میانه هر دیوار یکهرم 7 طبقه تعبیه شده است.
مانند روزهای پیش از طوفان نوح در معبد بوریپا کهحالا بوریس میناد نامیده می شود 7 صحنه وجود داشته ، نماد 7 دایره متمرکز از 7 کرهکه از کاشی و فلز ساخته شده بود و به رنگ سیاره حاکم از کره ای که نماینده آن بودپاسخ می داد. نه تنها مسیحیت قدیم بلکه مسیحیت جدید نیز عدد7 را حفظ کرده . درموارد نجومی و مذهبی از کفار رومی شروع می کنیم که هفته را به 7 روز تقسیم کرده و 7روز را بسیار مقدس می دانستند، سات یا ساندی روز ژوپیتر ، که تمامی ملل مسیحی بخصوصپروتستان ها آن را پاس می داشتند . اگر به ما گفته شده که این سنت از بت پرست هایروم نبوده بلکه از موحدین یهودی بوده پس چرا شنبه یا روز سبت بجای یکشنبه مقدسشناخته نشده است؟ اگر در رامایانا 7 حیاط در اقامتگاه شاه های هندی ذکر شده و7دروازه عموما به معابد مشهور و شهرهای قدیمی راهنما می شوند پس چرا فریسلندی ها درقرن دهم از دوره مسیحی به عدد 7 در تقسیم استان هایشان چسبیدند و اصرار بر پرداخت 7فینیک در اعانه کردند؟ روم مقدس و امپراطوری مسیحی در کنترل 7 نفر بوده . مجارهاتحت رهبری 7 دوک مهاجرت کردند و 7 شهر یافتند که امروزه ترانسیلوانیا خوانده میشود. اگر روم مشرک در 7 تپه ساخته شده ، کنستانتینوپل نیز 7 نام داشت : بیزانتین ،آنتونیا، روم جدید ، شهر کنسانتین ، جداکننده جهان ،خزانه اسلام ، استانبول وهمینطور شهر 7 تپه و 7 برج نیز خوانده می شد که توسط مسلمان ها 7 بار در 7 هفتهمحاصره شده و توسط سلطان هفتم عثمانی تسخیر شد. در باورهای مردم شرق 7 کره سیاره ایبوسیله 7 حلقه ، در هفت قسمت از بدن زنان نشان داده می شود: سر، گردن ، دست ها ،پاها ، گوش ها ، در دماغ ، اطراف کمر و این 7 حلقه یا دایره تا به امروز از طرفخواستگار به عروس داده می شود . زیبایی زن در ترانه های فارسی در 7 جذابیت اوست. 7سیاره همیشه در مسافتی مساوی از هم قرار دارند و در همان مسیر می چرخند. از این روعقیده هماهنگی ابدی کیهانی پدید می آید . در این رابطه عدد 7 مقدس می شود و همیشهاهمیت خود را برای ستاره شناسان حفظ می کند. فیثاغورثی ها 7 را به عنوان تصویر والگوی نظم الهی و هماهنگی طبیعت می شناختند. این عددی بود که دو بار حاوی عدد مقدس 3 برای تثلیث بود که به آن 1 یا جهان الهی اضافه می شد. از آن جا که هماهنگی طبیعتدر صفحه کلید فضا میان 7 سیاره صدا می دهد ، پس هماهنگی 7 صدای قابل شنیدن در طرحساده تری بین مقیاس موسیقیایی 7 صدا رخ می دهد . عدد 7 به طورنمادین به وحدت الوهیتبا جهان اشاره می کند این ایده فیثاغورثی بوسیله مسیحیان بخصوص در قرون وسطی به کاررفته که عدد 7 را در معماری مقدس بکار می بردند . برای مثال کلیسای مشهور کلن اینعدد را درتمام جزییات نشان می دهد. اهمیت این عدد جادویی در جهان تفکر و فلسفهکمترنیست : یونانی ها 7 حکیم داشتند ، مسیحیان قرون وسطی 7 هنر آزاد( گرامر ، علممعانی ، دیالکتیک ، جبر ، هندسه ، موسیقی و نجوم ) . در اسلام شیخ الاسلام برایسخنرانی های مهم 7 تن از علما را دعوت می کرد . در قرون وسطی باید سوگند در برابر 7شاهد خورده می شد و به کسی که سوگند برای او خورد ه می شد 7 بار خون میپاشیدند.
اشیا مقدس با طلا و نقره ساخته شده و 7 بار تطهیر می شدند . دادگاه هایقدیم آلمان با 7 درخت طراحی می شد که زیر آن ها جایگاه ژوری بود . مجرمین 7 بار بهتنبیه تهدید می شدند و پاداش 7 گانه ای قول داده می شد. هر کسی از اهمیت خاص 7 پسردر غرب آگاه است . تمام شخصیت های اسطوره ای عموما" 7 پسر داشتند . در آلمان شاه وامپراطور نمی توانست از پدر خواندگی پسر هفتم سر باز زند حتی اگر او یک گدا بود. درشرق برای یک مباحثه یا امضا پیمان صلح طرفین 7 یا 49 ( 7 x 7) هدیه مبادله میکنند.
برای ذکر تمامی مواردی که شامل این عدد اسطوره ای می شود کتابخانه ای لازماست . ما به ذکر چند مورد دیگر از قلمرو شیطانی اکتفا می کنیم . بنا به روحانیونمسیحی قدیم قرار داد با شیطان باید 7 بند داشت برای 7 سال منعقد می شد و 7 بار توسططرف قرارداد امضا می شد . تمامی نوشیدنی های جادویی که به وسیله شمن ها تهیه می شداز 7 گیاه گرفته می شد. جنگ های اسطوره ای 7 سال و 7 ماه و 7 روز طول میکشیدند وقهرمان های در نبرد به عدد ، 7 و 70 و 700 و 7000 و 700000 بودند. پرنسس داستانکوتوله ها 7 سال در احاطه طلسم بود .
باستانیان قالب انسان رابه7 بخش یعنی سر،سینه ، شکم ، دو دست و دو پا تقسیم می کردندو زندگی انسان به 7 دوره تقسیم می شد. کودک در 7 ماهگی شروع به دندان در آوردن می کند ، در چهارده ماهگی می نشیند ، دربیست و یک ماهگی راه می رود ، در بیست وهشت ماهگی حرف می زند . بعد از سی و پنج ماهدیگر شیر نمی خورد . در چهارده سالگی شکل می گیرد ، در بیست و یک سالگی رشدش متوقفمی شود. رشد متوسط انسان پیش از انحطاط تا 7 پا بوده از اینرو قوانین قدیم غربدیوارهای باغ ها را 7 پا مشخص کرده . تحصیل پسرها در اسپارت و ایران قدیم از 7سالگی شروع می شد. در مذهب مسیحیت ، روم کاتولیک و یونانیها کودک برای جرم تا هفتسالگی مسئولیتی ندارد. عدد هفت نقش مهمی برای آریایی های هند داشت 7 حکیم ، 7 ریشی، 7 لوکا ، 7 جهان ، 7 شهر مقدس ، 7 جزیره مقدس ، 7 دریای مقدس ، 7 کویر و 7 درخت وغیره... .
توجه به مفاهیم و معانی اعداد در طراحی
توجه به مفاهیم اعداد در طراحی و به ویژه معانی اعداد در ملل و اعتقادات مختلف از اهمیت به سزایی برخوردار است و عدم توجه به آن ممکن است باعث القای پیام ها و معانی نادرست در ذهن مخاطبان باشد. در بیشتر سنت ها و فرهنگ ها اعداد و اشکال از تقدس و گاهی شومی و همچنین کارکردهای خاصی برخوردار بوده اند که تا امروز هم از اهمیت آن ها کاسته نشده است.
فیثاغورث و یارانش اعتقاد داشتند که همه نمودهای جهان، چه زمینی و چه آسمانی بازتابی از اعداد هستند. ازنظر افلاطون اعداد مظهر هماهنگی عالم هستند و از نظر ارسطو، عدد منشأ و جوهر همه چیز است. در فلسفه یونانی اعداد فرد مذکر و اعداد زوج مؤنثند و این یعنی اینکه اعداد جنسیت دارند. یا به عبارتی آن ها را دارای شعور فرض می کردند. از زبان فیلولائس که از شاگردان بزرگ فیثاغورث بوده، بیان شده است:« هر چیز که بتوان آن را شناخت، عدد دارد، زیرا ممکن نیست که بتوان بدون عدد چیزی را درک کرد یا شناخت.»
بحث دیگر درباره عدد، اعتقاد به مبارکی یا نحس بودن آن هاست. تقدس و ارزش اعتقادی اعداد در نزد ملل مختلف یا در زمان های مختلف، متفاوت بوده است. مثلاً مسیحیان عدد چهار و هفت را مقدس می شمرده اند. بابلی ها و ایرانی ها، شصت و مضارب شصت را ترجیح می داده اند. در این مقاله سعی شده است که اعداد و اشکال از لحاظ اسطوره ای و پیشینه ای بررسی شوند.
صفر:
کلمه عربی صفر به معنی «خالی بودن و بی محتوایی» در یک سیر موازی، واژه صفر در قرن سیزدهم در زبان لاتین به صورت Zefrum و در قرن پانزدهم در زبان ایتالیایی به صورت Zefiro/ Zerro و بالاخره به صورت Zero درآمد.
صفر در اندیشه های مختلف: صفر یعنی عدم هستی، فقدان هر نوع کیفیّت یا کمیّت. در آئین تائو نماد خلأ و لاوجود است. در آیین بودا هم مظهر خلأ و نیستی است.
صفر در اسلام، مظهر ذات الهی است. صفر قبل از عدد یک می آید و زمانی که داستان اعداد با یک آغاز می شود، صفر قبل از یک، نمایان گر خلأ، لاوجود و بیان گر هیچ است. وقتی به مبحث شمارش اعداد اشاره می کنیم، متوجه می شویم که صفر آخرین عددی است که در سیستم شمارشی اعداد کشف و وارد شد ولی ابتدای همه آنها قرار می گیرد. صفر تنها عددی است که با هر عدد که جمع شود، نتیجه همان عدد خواهد بود.
برای شناخت بهتر صفر باید به شکل آن اشاره کرد که تقریباً در تمام دنیا یک جور شناخته می شود. یک دایره کوچک: 0
عدد صفر به صورت دایره ای تهی و توخالی هم نمایاننده نیستی است و هم تمامیت زندگی که دایره مظهر آن است و به همین دلیل در نماد دایره نیز شریک است.
دایره در وهله اول نقطه ای است گسترش یافته. نماد کمال و یک پارچگی و خلاقیت. بدون آغاز و انجام است. در دایره تمام شعاع ها به نحوی هماهنگ کنار یکدیگر در مرکز جمع می شوند و فاصله همه نقاط روی دایره از مرکز به یک اندازه است. (مقایسه کنید با افراد بشر و خدا)
دایره نماد خدا هم هست، در متنی کهن آمده که خداوند همچون دایره ای است که مرکزش همه جا و محیطش هیچ جا نیست. دایره ساده ترین منحنی و در واقع کثیرالاضلاعی است که دارای بی نهایت ضلع می باشد (آمیختگی سادگی و بی انتهایی). دایره مقدس است زیرا نه بالایی دارد و نه پایینی و گردی دایره طبیعی ترین شکل محسوب می شود.
یک:
وقتی می گوییم یک، موضوعاتی برایمان تداعی می شود؛ شروع، منحصر به فرد، وحدت و... یک اولین است و بهترین و تمام و کمال. واحد بودن را به یادمان می اندازد و در پی آن خدا را. یک از تمام اعداد مجزّاست و منبع تمام آنها نیز هست و از این لحاظ می تواند نماد خدا باشد. از طرفی وقتی به شکل عدد یک دقت می کنیم، تعاریف عدد یک و آنچه را که تداعی می کند بهتر متوجه می شویم. از آنجا که خدا را تداعی می کند به سمت بالا کشیده شده است. تا جایی که این کشیدگی به سمت بالا حتی در لفظ خدا هم دیده می شود. الله، خدا، برهما، شیوا، کریشنا،God و... یک جور کشیدگی حرف «آ» را دارند که در برخی از زبان ها شبیه به همان عدد «1» هم هست.
دو:
اولین چیزی که عدد «دو» بعد از «یک» برایمان تداعی می کند، ثنویت و دوگانگی است. عدد دو مظهر توازن، سکون، انعکاس، قطب های متضاد و ذات دوگانه انسان است. همان گونه که یک مظهر نقطه است، دو نمایان گر طول محسوب می شود. دوتایی عدد نخستی است که از وحدت دوری می جوید، به همین دلیل نماد گناه ناشی از انحراف خیر اولیه به شمار می رود. جالب است بدانیم که اعداد فیثاغورسی از «دو» شروع می شود نه از یک، و این نظام دوگانگی «بر مبنای دو» پایه ریاضیات جدید را تشکیل می داد. از طرفی از کهن ترین و مرموزترین و پیچیده ترین نمادهای جهان، تصویر دو مار به هم پیچیده دور چوبی قائم است که هم باستانی است و هم جهانی.
سه:
«سه» نخستین عدد در برگیرنده واژه «همه» است و ثالوث (Triad) یعنی عدد کل، زیرا شامل آغاز و میان و پایان است. سه تداعی کننده: انسان (بدن، جان، روح)، چرخه حیات (تولد، زندگی، مرگ)، سیکل کامل (آغاز، میان، پایان) و (گذشته، حال، آینده) است. سه عددی است که وقتی با عدد بعدی یعنی «چهار» جمع می شود عدد مقدس هفت و وقتی با آن ضرب می شود عدد دوازده را به وجود می آورد.«سه» به معنی تحقق امور هم هست: تا سه نشه بازی نشه، یا اینکه سه هورا می کشیم. سه عدد نیک روزی است: همه چیزهای خوب سه تا هستند.
چهار:
چهار یعنی کلیّت، تمامیّت، زمین، نظم، عقل، اندازه و عدل.
چهار نشان دهنده چهار جهت اصلی، چهارفصل سال، اضلاع مربع، بازوان صلیب، رودخانه های بهشت، چهار عنصر و... است. چهار در عهد قدیم، عددی نمادین است. مثل چهار رودخانه بهشت که صلیبی شکل هستند، چهار بخش زمین و غیره. چهار یکی از کامل ترین ارقام است. رقم هوش است. در اعتقادات گذشته جهان از چهار عنصر اصلی (آب، باد، آتش، خاک) تشکیل شده بود و اساس شیمی آلی بر چهار عنصر کربن، اکسیژن، هیدروژن و نیتروژن قرار دارد. فیثاغورسی ها عدد چهار و ده را اعداد الهی می دانستند و از جمع چهار عدد اول عدد ده به دست می آمد. چهارضلعی (مربع) در طراحی نماد استحکام و پایداری است.
پنج:
عدد انسان است زیرا به صورت پنج ضلعی است که سر و بازوان و پاها را نشان می دهد. در حقیقت عالم کبیر بشری را تداعی می کند. پنج ضلعی یعنی بی کرانگی وجود و نمادهای قدرت و کمال دایره را نیز شامل می شود. عدد پنج در اسلام به عنوان نمازهای پنج گانه، پنج ستون دین، پنج تن آل عبا و... دیده می شود و معنای مقدسی دارد. در فرهنگ چینی می توان به پنج عنصر، پنج کوه مقدس و... اشاره نمود. در اعتقادات یونانی، پنج، نماد عشق و ازدواج است.
شش:
در اعتقادات اسلامی، سومری و عبری، جهان در شش مرحله آفریده شده است. در کتاب مکاشفات یوحنا، در مهر ششم داوری نهایی بشر آغاز می شود و 6 جزء خلقت و 6 طبقه از مردم شریر تحت تأثیر آن قرار می گیرند. عدد 6 در برابر 7 نشان دهنده ناتوانی و شکست است و عدد 666 در مسیحیت نشان دهنده ضعف شیطان در برابر خدا و شکست روی شکست نسبت به عدد 777 است. عدد 666 در اعتقادات شیطان پرستان عدد وحش (چهارپا) نام دارد و از جمله نمادهایی است که برای به سخره گرفتن اعتقادات مسیحیت نسبت به خدا و شیطان بر آن تأکید می کنند.
در فرهنگ چینی اعتقاد بر این است که جهان از شش سو گسترده شده است و شش نشان دهنده پدیده های طبیعی است (چهار جهت اصلی + بالا و پایین). حضرت داوود بر روی سپر خود ستاره شش پر ترسیم کرده بود و نگین خاتم سلیمان نیز شش گوش بوده است. از این رو در اعتقادات یهودی، ستاره شش پر برحقانیت و پیروزی دلالت می کند. تأکید صهیونیسم بر نماد ستاره شش پر و استفاده از آن در پرچم اسرائیل، معنای مثبت این عدد را در ذهن مسلمانان به معنایی منفی تبدیل کرده است.
هفت:
هفت یعنی کمال، امنیت، ایمنی، آرامش،اتحاد مجدد. هفت عدد مادر کبیر است. به اعتقاد فیلن، هفتمین قوه هر عددی هم مربع است و هم مکعب و از این رو اهمیت به سزایی دارد. هر یک از شاخه های درخت حیات هفت برگ دارد. در اندیشه های اسلامی، نخستین عدد کامل هفت است و هفت بار طواف کعبه و هفت بار سعی صفا و مروه، مظهر هفت نشانه خداست. در اندیشه های بودایی، عدد صعود و عروج با بالا و دستیابی به مرکز است. در ستاره شناسی هم، هفت ستاره خوشه پروین و دب اکبر را داریم که در تمام طول سال در آسمان پایدار هستند. اژدهای هفت سر، آسمان های هفت گانه، عجایب هفت گانه، هفت فلز کیمیاگری و... نشان دهنده پیوند عدد 7 بین عالم ماده و معنا از نگاه انسان است.
هشت:
هشت عددی است که از هفت آسمان عبور کرده است و از این رو عدد بهشت بازیافته است. در اندیشه های مسیحی، مفهوم تولد دوباره است و حوض غسل تعمید به شکل هشت ضلعی است. روز هشتم پس از هفت روز توبه، روز نعمت و شادی است. هشت، مرز تبدیل وحدت به کثرت (مربع به دایره) است و در معماری اسلامی مورد توجه است. فرشتگان نگهبان عرش خدا هشت فرشته اند.
- در باورهای اسلامی، “هشت فرشته، عرش را که محاط بر جهان است، نگه داشتهاند.” “این هشت فرشته با هشت بخش فضا و گروههای حروف الفبا در الفبای عربی منطبقند.”
“در اندیشههای بودایی، هشت نماد کامل بودن، کل ممکنات و نماد هشت تفال نیک است. در باور چینیها به معنای کلیت و نیکبختی است.” “سهخطیهای «ییچینگ» و ستونهای «مینگدانگ» تالار نور یا زیجخانه چینی هشت تا هستند.” همچنین در باور چینیها به «هشت جاودان» Eight Immortal به زبان چینی Pa Hsien، «هشت علامت فرخندگی» EightLucky Emblems به زبان چینی Pa Chi hsiang، و «هشت گنج» Eight treasures به زبان چینی Pa Pao، اشاره شده است. (پیوست کتاب فرهنگ نگارهای نمادها در هنر شرق و غرب)
“ژاپنیها اعتقاد دارند که در آسمانها هشت ایزد (یا هشت خدای رعد و برق) وجود دارد.” “آینهی «آماتراسو»[خدایبانوی خورشید ژاپنی] (هرچند دقیقاً نمیدانیم آینهی او به چه شکلی بوده) هشت عدد بوده است.” “در اعتقادات عبری، هشت عدد تمام و شکوه است و ارزش عدد «یهوه» و «ربٌ» هشت است. به اعتقاد هندوها، ۸*۸ یعنی نظم آسمانی که در زمین مقرر شده است و معابد مطابق الگوی ماندالا، که نماد ۸*۸ است، ساخته شدهاند.”
“عدد هشت در باورهای آفریقایی نیز به همین صورت کلی و فراگیر ظاهر میشود، مثلاً عدد اصلی خلقت در نزد «دوگونها» چهار نیست، بلکه هشت است، یعنی بر خاصیت چهار مضاعف متکی است زیرا در فلسفهی «دوگونها»، هرچه خالص، یعنی راست و درست باشد، مضاعف است. بدینترتیب در میان «دوگونها»، هشت قهرمان خالق، هشت خانوادهی بشری، از هشت نیای نخستین به دنیا آمدند، که باوجود اینکه همگی دوجنسی بودند، در چهارتای آنها نرینگی غالب بود و در چهارتای دیگر مادینگی.”
“هفتمین نیا، ارباب سخن است، اما هشتمین نیا، خود سخن است، بنابراین هشت، نماد کلمه است که در ضمن آب، منی و مجموعهی نیروهای بارورکننده را دربرمیگیرد. کلمه و منی هشت بار به دور زهدان میچرخند تا آن را بارور سازند. همانطور که مارپیچی از مس سرخ رنگ، که جانشین دیگری برای آب نخستین است، هشت بار به دور سبوی خورشید میچرخد، تا جهان را روشن کند و سرانجام اینکه انسان هشت اسکلت دارد، تا با هشت مفصل، اعضایش درست شوند (GRIE)، مفاصل اصلی و مهم آنهایی هستند که نطفهی انسان را بهوجود میآورند. بهعقیدهی آنان، انسان که تصویر عالم کبیر است، محکوم به عدد هشت است، نه فقط در سازوکار توالد و تناسل و در ساختار بدنش، بلکه در ضمن در آفرینش و نظام هر آنچه به جوهر او ارتباط پیدا میکند. ازجمله دانههای گیاهانی که کشت میشوند، در ترقوهی نیاکان، به تعداد هشت دانه به روی زمین آمدهاند، و این هشت دانهی نخستین، در هشت مزرعهی اصلی روستا کاشته شدهاند.”
“در اندیشههای مسیحی، عدد هشت، مفهوم تولد دوباره و باززایی دارد. معمولاً حوض غسل تعمید هشت ضلعی است، زیرا نماد باززایی است.” “گاهی نیز این حوض به شکل مربع است که در آن صورت مظهر شهر مقدّس خواهد بود و هنگامی که به شکل پنج ضلعی است، اشاره به زخمهای مسیح دارد.” “هشت در مسیحیت، سمبول رستاخیز است، چراکه مسیح در روز هشتم برخاست. به عبارتی روز بعد از هفتم و اینکه نام مسیح در اعداد یونانی (ابجد یونانی) برابر است با (۱۰،۸،۲۰۰،۷۰،۴۰۰،۲۰۰)، که درصورتی که جمع شوند معادل ۸۸۸ است. از اینرو آن را عدد «دومنیکن» مینامند. همانطور که در کشتی نوح نیز هشت نفر نجات یافتند.”
“سنت مسیحی، در کمال شگفتی، در آنچه مربوط به عدد هشت میشود، با سنت «دوگون» مخلوط میشود، یعنی از هشت، یک فرجام و یک مکمل میسازد. به سخن «اوگوستینوس» قدیس، تمامی اعمال در این زندگی، در ارتباط با عدد چهار است و در ارتباط با روح که عدد آن سهگان است. بعد از هفت روز، هشتمین فرامی رسد که نشانهی زندگی صالحان و محکومیت کافران است. و اما روز هشتم، که درپی شش روز خلقت و روز سبت [یا شبت، روز هفتم پس از خلقت و آرامی خداوند (پیدایش، ۲:۱؛ خروج، ۲:۸۹] میآید، نماد قیام و تجلی مسیح است، که دورهی آینده را بشارت میدهد و نه فقط شامل قیام مسیح، بلکه نشانهی رستاخیز انسان است. اگر عدد هفت بهطور خاص عدد عهد عتیق است، عدد هشت در ارتباط با عهد جدید است. هشت آمرزش قرن آینده را نوید میدهد.”
“در میان فیثاغورثیان عدد هشت به عنوان اوّلین مکعب تلقی میشد که به وسیله ضرب مداوم (۲×۲×۲) حادث میشود و دلالت بر دوستی، دوراندیشی، پند و اندرز و عدالت دارد و به عنوان مکعب یا تکرار اولین عدد زوج بر آن بود که به قانون بدوی طبیعت که همانا همه انسانها را برابر فرض میکند، اشاره کند.”
“به لحاظ معنوی، هشت، هدف (غایی) رازآموز است که از هفت مرحله یا آسمان گذر کرده، از اینرو عدد بهشت بازیافته است. عدد باززایی و رستاخیز و سعادت است. (باور بر این است که) در هشتمین روز انسان جدید از رحمت ایزدی آفریده شد. از طرف دیگر، پس از هفتروز روزه و توبه، روز هشتم، روز فراوانی و تجدید حیات است. به صورت (۱+۷) به معنای اوکتاو (هشت=octave) و شروع دوباره است.”
“هشت در سراسر جهان عدد تعادل کیهانی است.” “هشت عدد جهات اصلی است، درصورتیکه به چهار جهت اصلی، اعداد جهات میانی (شمال شرقی، شمال غربی، جنوب شرقی و جنوب غربی ) نیز افزوده شده باشد.” چهار جهت اصلی و چهار جهت فرعی در شکل هشت ضلعی در بسیاری از سنتها “هشت باد” نامیده شدهاند. “شمارهی قطبنما، هشت است.” “هشت، عدد گلبرگهای نیلوفر و راههای باریک منتهی به جادهی اصلی است.”
“هشت بهخاطر تعداد ستونهای «مینگدانگ» (در فرهنگ چین)، تعداد فرشتگان عرش (در فرهنگ اسلامی) و هشت وجه «لینگا» (در فرهنگ هندی) ، مفهوم واسط میان مربع و دایره یا میان آسمان و زمین را نیز یافت و در نتیجه مرتبط با عالم واسط شد.”
“شمایلنگاری و معماری هندو جای رفیعی به نمادگرایی هشتگان میدهد: بازوان «ویشنو» هشت تا هستند و در ارتباطاند با هشت نگهبان فضا.”
“بهعنوان نمونهای از عصر حاضر، میتوان به یک مرکز آموزش معنوی که در «یوکوهاما»، در ۱۹۳۲ ساخته شد، اشاره کرد. نقشهی کف این بنا هشتضلعی است و در داخل آن مجسمههای هشت حکیم جهان نگاهداری میشوند: شاکیه مونی [بودا]، کنفسیوس، سقراط، عیسی مسیح، شاهزاده شوتوکو [لقب مومایودو، فرمانروای بودایی ژاپن، ۶۲۱-۵۹۳ م. که لقب دایشی یا قدیس به او داده شد] (قرن هفتم)، کوبو دایشی [کاهن بودایی ژاپنی، ۱۲۶۳-۱۱۷۳ م.] (ژاپنی، قرن سیزدهم). اما شکل هشتضلعی برای این بنا بهخاطر وجود هشت حکیم اختیار نشده، و تعداد هشت حکیم منظور حکمت بیپایان در شکلی بینهایت است، یعنی این مکان مرکز تمامی فعالیتهای معنوی و تمامی تعالیم و تحقیقات معنوی بود.”
“علامت ریاضی بینهایت [∞]، همان عدد هشت لاتینی [۸] بهصورت خوابیده است و همچنین برگ هشتم «ثورای» مارسی نشانهی عدالت، نماد تکامل تام و تعادل است، آنچه به هشت=چهار+چهار دوگونها میپیوندد.”
نتیجه:
از خواندن مطالب بالا متوجه میشویم که هشت عددی است که به عرش و آسمان و فضا و جهات، به تمامیت و کمال، باززایی و تولد دوباره و رستاخیز، نظم آسمانی، خلقت و آفرینش، باروری، انسان (انسان کامل به عنوان تصویری از عالم اکبر)، آمرزش، بهشت، تعادل کیهانی، واسط میان زمین و آسمان، و نگهبانان فضا (عرش) مرتبط میشود.
و در نهایت، همهی این مفاهیم را که با هم مورد توجه قرار دهیم متوجه میشویم که «هشت» عددی مربوط به عالم بالاست و در ناخودآگاه این عدد، تلاش، به منظور گذر از مراحل زمینی دیده میشود.
آرش نورآقایی
منابع:
- فرهنگ نمادها، ژان شوالیه، آلن گربران، ترجمه و تحقیق سودابه فضایلی، تهران، انتشارات جیحون، ۱۳۸۷/
- فرهنگ مصور نمادهای سنتی، جی.سی. کوپر، ترجمه ملیحه کرباسیان، تهران، فرشاد، ۱۳۷۹/
- عدد، نماد، اسطوره، آرش نورآقایی، تهران، نقد افکار، ۱۳۸۷/
نه:
نُه عدد محیط است. از این رو برای محیط درونی به 90 و 360 درجه تقسیم می شود. در نخستین دوره ای که بشر شروع به شمارش کرد، عدد نه مرحله تازه ای پس از هشت محسوب می شد. 9، رقم نزول قدرت آسمانی به جهان است در فرهنگ چینی (3×3) خوش یمن ترین اعدادند.
منابع:
http://3dmax24.blogfa.com/post-247.aspx
http://mythvivant.blogspot.com
چهل:
پاره ای از اعداد، در عالم طبیعت، فرهنگ اقوام و ادیان مختلف و نیز متون دینی اسلامی و غیراسلامی از اهمیت خاصی برخوردارند به گونه ای که بعضی عقاید، سنن و آداب بر محور آنها چرخیده و همواره مورد توجه بوده اند. این اعداد که عمدتاً راز و فلسفه اهمیت آن ها در پرده ابهام است را می توان اعداد اسرارآمیز نامید که مفسران، مورخان و ادیبان هر یک به ذوق خود تفسیری ازآن ها ارائه داده اند که به یقین هیچ کدام از این نظرات رانمی توان علت قطعی کاربرد آن عدد به شمار آورد. ازجمله این اعداد که در قرآن ومتون دینی به وفور یافت می شود اعداد چهل، هفت و هفتاد است که هر یک پژوهشی جداگانه را می طلبند و ما اکنون به بررسی کاربرد و اسرار عدد چهل در حوزه قرآن وحدیث می پردازیم.
در قرآن کریم واژه «اربعین» به معنای «چهل» در چهار آیه و مرتبط با سه موضوع دیده می شود. در سوره احقاف از کمال رشد انسان وچهل سالگی وی یاد می کند که مفسران راز تأکید بر این سن را ویژگی خاص این دوره سنی می دانند واین دوره ازعمل آدمی را دوران کمال عقلانی، پختگی شخصیتی انسان، تمام شدن حجت خداوند بر انسان و قوی شدن صفات اخلاقی در درون وی می دانند. که این ویژه گی ها از روایات متعددی که از معصومین(ع) رسیده نیز به دست می آید به عنوان مثال در حدیثی آمده است: کسانی که به چهل سالگی می رسند وتوبه نمی کنند شیطان دستی به صورت آنها کشیده می گوید: پدرم فدای رویی که رستگار نمی شود!!!
در روایتی دیگر می خوانیم: هنگامی که بنده به سن 40سالگی می رسد خداوند به دوفرشته مراقب او می گوید: از این پس بر اوسخت بگیرید و همه کارهای کوچک و بزرگ و زیاد وکم او را ثبت کنید.
روایات فوق و دیگر روایات مشابه همه حکایتگر اهمیت خاص چهل سالگی و نقش این دوره از عمر انسان در تکمیل شخصیت وی دارد به گونه ای که پس از آن امکان تحول درونی او بسیار سخت می گردد.
در کاربردهای دیگر عدد چهل در قرآن، ازچهل سال ممنوعیت ورود بنی اسرائیل به سرزمین مقدس و چهل سال سرگردانی آنان در بیابان و نیز میقات چهل شبه حضرت موسی(ع) سخن به میان آمده است.
به عقیده مفسران چهل سال سرگردانی بنی اسرائیل زمان لازمی برای انقطاع نسل نافرمانی بنی اسرائیل بود که به اخلاق فاسد خو گرفته بودند. و زمان لازمی بود که بنی اسرائیل از نادانی خود در مخالفت با حضرت موسی(ع) دست بردارند.
راز میقات چهل شبه موسی(ع) نیز هر چند روشن نیست اما وجود این روایت از رسول خدا(ص) که فرمود: «هرکس چهل روز اعمال خود را برای خدا خالص گرداند چشمه های حکمت از قلبش بر زبانش جاری می شود.» باعث شده دانشمندان مسلمان به ویژه آنانکه دارای مشرب عرفانی هستند به عدد 40 در زمینه خودسازی با دیده اهمیت بنگرند، وبرای این عدد در فعلیت یافتن استعدادهای انسان وکامل شدن ملکات اخلاقی و پیمودن درجات معرفت تأثیری ویژه قایل شوند هر چند به قول مرحوم صدرالمتألهین شیرازی فقط پیامبران واولیای الهی از راز تعیین عدد چهل باخبرند.
Q33NY WING